آخرین اخبار

ریشه کمپین ” خودرو داخلی نخرید”

این موضوع البته به نوعی ریشه در قیمت بالای خودروهای داخلی و توان خرید پایین مشتریان دارد، چه آن که اگر قیمت ها مناسب و توان خرید بالا بود، بسیاری از مشتریان لنگ شرایط فروش نمی ماندند.

در هفته های اخیر شاهد راه اندازی کمپینی تحت عناوینی چون «خرید خودرو داخلی ممنوع» و «خرید خودرو صفر ممنوع» هستیم.خودروسازان کشور برای آن که بدانند سر منشأ موج ایجاد شده علیه آن ها و کاهش فروش محصولات شان کجاست، به انجام کاری تحقیقاتی-میدانی روی آورده و در آن به نوعی به بررسی ریشه های نارضایتی مشتریان پرداخته اند.

طبق گفته خودروسازان، گزارش تحقیقی-میدانی آن ها با هدف آگاهی از وضعیت موجود جامعه در خصوص انتظارات مشتریان از خودروهای داخلی و معیارهای مهم خرید خودرو، انجام و نمونه ای 10 هزار خانواری از هفت شهر بزرگ کشور (تهران، تبریز، اصفهان، اهواز، شیراز، مشهد و رشت) در آن شرکت داده شده اند.

یکی از بخش های مهم گزارش مورد نظر، به ریشه یابی علل کاهش فروش خودروها در یکی دو ماه اخیر مربوط می شود که به دو قسمت «دلایل مزمن» و «دلایل فعلی» تقسیم شده است.

از نظر خودروسازان، افت فروش، با توجه به «دلایل مزمن (کهنه شده و قدیمی)» و «دلایل فعلی» رخ داده و در اصل، نارضایتی مشتریان ریشه اصلی رکود خرید و فروش خودرو است.

طبق دسته بندی خودروسازان، «دلایل مزمن» شامل شش بند می شود و بند اول و اصلی آن، کیفیت است. این یعنی خودروسازان خود هم خوب می دانند که کیفیت محصولات شان به دردی کهنه برای مشتریان تبدیل شده و همچنان آن ها را آزار می دهد. به عبارت بهتر، به نوعی کاسه صبر مشتریان از سطح کیفی خودروهای داخلی لبریز شده و بسیاری از آن ها دیگر حاضر نیستند این خودروها را با کیفیت موجود خریداری کنند.

دیگر مسأله ای که خودروسازان از آن به عنوان دلیل مزمن افت فروش محصولات شان یاد کرده اند، «خدمات پس از فروش» است. بدون تردید یکی از مسائل مورد اعتراض مشتریان بازار خودرو کشور در این سال ها، ناکارآمدی خدمات پس از فروش بوده و این مسأله بر بی اعتمادی به شرکت های خودروسازی داخلی افزوده است.

خدمات پس از فروش برای خودروسازان دنیا نه تنها منبعی بزرگ برای درآمدزایی است؛ بلکه اعتبار و آبرو نیز برای آن ها به بار می آورد، حال آن که در خودروسازی ایران، محلی برای نارضایتی مردمی به شمار می رود.

پرداختن به این که چرا ایرانی ها از خدمات پس از فروش خودروسازان داخلی رضایت ندارند، مجالی دیگر می طلبد اما نکته مهم اینجاست که تا این نارضایتی برطرف نشود، خودروسازان نباید منتظر بازگشت اعتماد مشتریان باشند.

از خدمات پس از فروش و کیفیت که بگذریم، خودروسازان در گزارش خود از «قیمت» نیز به عنوان دیگر دلیل مزمن کاهش فروش محصولات خود نام برده اند. در واقع خودروسازان در مکاتبه با مشتریان به خوبی متوجه شده اند که آن ها از قیمت محصولات فعلی ناراضی بوده و یکی از علل اصلی نخریدن خودرو همین موضوع است.

موضوع قیمت خودرو چند سالی می شود که مورد اعتراض شدید مشتریان است، با این حال طی چند سال گذشته همواره به قیمت خودروها اضافه شده تا ناخشنودی عمومی از کارخانه های خودروسازی بیشتر شود.

از نظر مشتریان ایرانی که سال ها است محصولات خارجی را در جاده ها و خیابان های کشور به چشم می بینند، قیمت و کیفیت خودروهای تولید داخل تناسبی با یکدیگر ندارد و از همین رو خودروسازان کشور به گرانفروشی متهم اند.

هر چند خودروسازان نیز دلایل خاص خود را برای قیمت محصولات شان داشته و حتی صحبت از ضرر و زیان با همین قیمت نیز به میان می آورند اما به هر حال مشتریان همچنان ناراضی اند.

از همین رو خودروسازان راهی جز جلب اعتماد مشتریان ندارند و برای این کار یا باید قیمت محصولات خود را تا حد امکان کاهش دهند یا کیفیت را به شکلی ملموس و قابل قبول بالا ببرند.

بدون شک اگر مشتریان ایرانی به این باور برسند که کیفیت و قیمت خودروهای تولید داخل (با توجه به فضای کسب و کار کشور) به تناسب رسیده و خودروسازان نیز رفتاری منصفانه را با آن ها در پیش گرفته اند، می توان به بازگشت تدریجی اعتماد به تولیدات داخلی امیدوار بود.

اما دیگر مسائلی که خودروسازان از آن ها به عنوان علل کاهش فروش محصولات شان نام برده اند، پاسخگویی، کاهش نقدینگی و شرایط پیرامونی است. در این بین، به نظر می رسد مولفه «پاسخگویی» از اهمیت بالاتری برخوردار است، چه آن که مشتریان همواره نسبت به عدم پاسخگویی خودروسازان معترض و آن را حمل بر بی اعتنایی و بی توجهی به اصول مشتری مداری دانسته اند. در این مورد می توان به نمونه های زیادی اشاره کرد اما شاید یکی از مهم ترین آن ها این باشد که شرکت های خودروساز معمولا به نیاز و خواسته مشتریان وقعی نمی گذارند و مطابق سلیقه آن ها رفتار نمی کنند. این موضوع را می توان در حوزه های فروش و خدمات پس از فروش و کیفیت و توسعه محصول و… به خوبی مشاهده کرد، چه آن که معمولا آنچه خودروسازان عرضه می کنند، با آنچه مشتریان می خواهند، یکی نیست. وقتی خودروسازان خود از «نحوه پاسخگویی» به عنوان یکی از شاخص های نارضایتی عمومی نام می برند، مشخص می شود کج رفتاری آن ها از حوصله مشتریان خارج شده است. با این شرایط باید از خودروسازان پرسید «آیا وقت آن نرسیده که سلیقه و نیاز مشتریان در جاده مخصوص دیده و شنیده شود؟»

بالاخره اگر بخواهیم دلایل فعلی کاهش فروش خودرو را برشماریم، چه عوامل مهمی وجود دارد؟ خودروسازان در بخش «دلایل فعلی کاهش فروش» به چهار مولفه اشاره کرده اند؛ اول، «کاهش قدرت خرید»، دوم «انتظار کاهش قیمت پس از توافق هسته ای»، سوم «انتظار ورود خودروهای جدید در کوتاه مدت» و چهارم «شرایط غیر جذاب فروش»

در این بین، به نظر می رسد «کاهش قدرت خرید» را باید اصلی ترین دلیل به حساب آورد، چه آن که به واقع بسیاری از مشتریان توان مالی لازم برای خرید خودرو شخصی را ندارند. هرچند از نظر مشتریان طبقه ضعیف جامعه نیز کیفیت و قیمت و خدمات پس از فروش خودروهای تولید داخل، مناسب نیست اما غالب آن ها اگر نقدینگی کافی داشته باشند، نه گوش به حرف کمپینی ها می دهند و نه حال و حوصله جنگ مجازی با خودروسازان را دارند که بخواهند خرید خودرو را تحریم کنند.

در واقع هم اکنون یک تقاضای خاموش بزرگ، در بازار خودرو ایران وجود دارد که اگر نقدینگی اش تأمین شود، به سمت خرید سرازیر خواهد شد و هیچ کمپین و منتقدی نیز نمی تواند جلودارش باشد.

اما دیگر دلیل فعلی رکود بازار خودرو از دید خودروسازان، انتظار و خوش بینی مشتریان به آینده است، چه آن که خیلی ها گمان برده اند عن قریب محصولات با کیفیت و ارزان خودروسازان بزرگ دنیا راهی ایران خواهد شد و از همین رو تولید خودرو داخلی دیگر توجیه ندارد.

هرچند این «خوش بینی» طی حدودا دو ماه گذشته و پس از «توافق هسته ای وین» میان ایران و کشورهای گروه 1+5، شدت یافته است، اما ریشه ای حدودا یک سال و نیمه دارد و پس از توافق هسته ای ژنو، در میان نه فقط مشتریان بازار خودرو که در بین بخش بزرگی از جامعه ایران به وجود آمده است. توافق های هسته ای که میان ایران و کشورهای گروه 1+5 در ژنو، لوزان و به خصوص در وین رخ داد، مشتریان بازار خودرو کشور را به حضور خودروسازان بزرگ دنیا در ایران خوشحال کرد تا آن ها از دو جهت نسبت به آینده امیدوار شوند؛ اول این که این «حضور» می تواند عرضه محصولاتی با کیفیت و متناسب با استانداردهای جهانی در ایران را به دنبال داشته باشد و دوم این که خودروهای عرضه شده، قیمت مناسبی خواهند داشت. به عبارت بهتر، بخش قابل توجهی از ایرانی ها با این تصور که قرار است محصولاتی جدید و با کیفیت و دارای قیمت مناسب روانه بازار کشور شوند، فعلا خرید خودرو را تحریم کرده اند. آن ها در واقع بیم این را دارند که در صورت خرید خودرو در مقطع فعلی، در آینده و پس از ورود محصولات جدید به کشور، متضرر شوند؛ بنابراین فعلا دست نگه داشته و چشم به آینده دوخته اند. این دسته از مشتریان، خرید خودرو در این شرایط را ریسک دانسته و می خواهند آنقدر صبر کنند تا در بهترین زمان ممکن، مناسب ترین و به صرفه ترین خودرو را بخرند. این در حالی است که به اعتقاد کارشناسان، حضور خودروسازان بزرگ دنیا در ایران و تولید یا ورود خودروهای به روز و دارای قیمت و کیفیت مناسب به کشور، پروسه ای زمان بر به شمار می رود و شاید دو سال طول بکشد.

اما همان طور که خودروسازان نیز در گزارش تحقیقی خود اعلام کرده اند، «شرایط غیر جذاب فروش» یکی دیگر از دلایل فعلی قهر مشتریان با بازار خودرو است. این موضوع نیز البته به نوعی ریشه در قیمت بالای خودروهای داخلی و توان خرید پایین مشتریان دارد، چه آن که اگر قیمت ها مناسب و توان خرید بالا بود، بسیاری از مشتریان لنگ شرایط فروش نمی ماندند.

با این حال، هم اکنون که خودروها قیمت بالایی دارند و نقدینگی مشتریان نیز کم است، در نظر گرفتن شرایط فروش مناسب و جذاب، می تواند نقطه امیدواری باشد برای بازگشت حداقل بخشی از مشتریان به بازار؛ هرچند خودروسازان اقداماتی را طی یکی دو ماه گذشته در این مورد انجام داده اند، اما به نظر می رسد تا رسیدن به مرز رضایتمندی مشتریان و داشتن جذابیت لازم و کافی برای جذب آن ها، فاصله دارند.

کمپینی با این حجم وسیع تولید پیام ها نمی تواند صددرصد خودجوش صورت گیرد و می توان دو احتمال برای آن در نظر گرفت. سناریو اول همان طور که گفته شد، خستگی مردم از عدم افزایش کیفی محصولات خودروسازان است.

مردم رفته رفته از ظاهر و باطن خودروهای داخلی خسته شده اند و با شرایط فکری ایجادشده پساتحریمی آماده اعتراض به این عمل هستند. این عامل می تواند یکی از مهم ترین مسائلی باشد که باعث ترویج پیامهای تحریمی باشد.

اما سناریو دومی هم در کار است؛ هرچند که برخی آن را متوهمانه می خوانند اما با بررسی شواهد می توان نتیجه گرفت که نشانه هایی از ارتباط نزدیکی بین این احتمال و کمپین مذکور وجود دارد. برخی از شواهد گویای آن است که این کمپین مدیریتی عظیم با نیروی انسانی ماهر دارد؛ نیروهایی که تحت لوای واردکنندگان متمول در حال تهیه متون و مطالب بر ضد صنعت خودرو هستند.

آن ها به طور کامل از رکود حاکم بر صنعت خودرو آگاه هستند و به راحتی می توانند در حوزه اقتصادی اظهار نظر کنند. ولی آن ها بسیار سنجیده تر عمل کرده اند به طوری که با ارائه اطلاعات نادرست و نصفه و نیمه، مخاطب را با خود همراه کرده اند!

در بسیاری از این پیامها، مهم ترین دستاورد کمپین، تعطیلی ایران خودرو و سایپا عنوان شده است. در مقابل در برخی از کمپین ها جوانب احتیاط رعایت شده است و کمپین را خواستار کاهش قیمت خودروها می داند. در این پیامها حتی به صورت جعلی خبر از کاهش قیمت خودرو دیده می شود و قیمتهایی برای آن متصور می شود که با هیچ عقل اقتصادی قابل انجام نیست.

مطمئناً تعطیلی صنعت خودرو مساوی است با بیکاری حدود 850 هزار نفر از شاغلین این بخش! تعطیلی و بیکاری این مقدار افراد در برگیرنده تبعات اجتماعی بسیار عظیمی خواهد بود! تعطیلی ایران خودرو و سایپا می تواند به طور مستقیم بر زندگی حدود 3 میلیون نفر تأثیر منفی بگذارد.

هم چنین دیدگاه دیگری در این زمینه وجود دارد که ابعاد موضوع را گسترده می کند! کاهش قدرت چانه زنی در مذاکرات بین المللی خودروسازان و شرکای احتمالی خارجی در عدم اقبال مصرف کنندگان داخلی از تولیدات خودروسازان یکی دیگر از اهداف مدیران و برگزار کنندگان این کمپین است! صنعت خودرو در حال حاضر در حال مذاکره با شرکای بزرگ بین المللی است و این عدم اقبال مصرف کنندگان می تواند باعث کاهش اعتبار آن ها شود. در این بین از آب گل آلود شده حوزه خودرو تنها واردکنندگان هستند که ماهیگیر خواهند شد!

در واقع در این کمپین، دو نوع حضور و ادبیات را مشاهده می کنیم، نخست آن که وقتی مردم اقدامات مجلس و سایر دستگاه ها را برای توسعه صنعت خودرو می بینند اما از آن طرف با بی توجهی خودروسازان روبه رو می شوند، در قالب این کمپین ها اعتراض خود را به عملکرد شرکت های خودروساز اعلام می کنند. این اعتراض مردم فقط در حد تذکر خوب است نه آسیب به تولید ملی کشور؛ اما از آن طرف مافیای واردات خودرو از تشنج بازار و اعتراض مردم به کیفیت خودروها سوءاستفاده کرده و به دنبال منافع شخصی خود هستند.

این گونه کمپین ها در همه جای دنیا فقط در حد یک هفته و آن هم به صورت تذکر از جانب مردم انجام می شود. این اتفاقات موضوع جدیدی نیست زیرا در سایر کشورها هم تجمع های مسالمت آمیزی به مدت دو یا سه روز برگزار و مردم پیام های خود را به دولت مردان خود اعلام می کنند.

بلندمدت شدن کمپین «خرید خودرو صفر ممنوع» نشان می دهد دست های پشت پرده ای در این موضوع وجود دارد که به دنبال منافع شخصی خود هستند. مردم باید مراقب این گونه سوء استفاده ها باشند. البته مسؤولان کشور هم باید با اصلاح روش های غلط مدیریتی و تقویت صنعت داخلی، به دنبال جلب رضایت مردم و مصرف کنندگان باشند.

منبع: تسنیم

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. خودرو سازمان داخلی با بهتر گردان شرایط فروش می‌توانند نقدینگی کم مردم را نزند خود زیاد کنند وبا نفروختن خودرو و متوقف آن پارکینگ با افت مدل ضرر بیشتری خواهند کرد

  2. خسته نباشید
    در طول این چند سال ایران خودرو و برادر گرامیشان سایپا با خون مردم برای خودشون پولهای چند هزار میلیاری جمع کردند و کاری کردند که مردم تنها گزینه برای خرید خودرو داشته باشند یا ایران خودرو یا سایپا که صندوق مالیشون مشترک هستش – امیدوارم مسئولین ایران خودرو و سایپا بتونند در اون دنیا جوابگوی خون جوانان ایرانی باشند که به ناحق تو همین گاریهای مرگ ریخته شده و امیدوارم مسئولین دلسوز فکری به حال صنعت در دم مرگ خودرو سازی داشته باشند دست از همایت مالی و غیر مالی خودشون بردارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *